پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۴۳

گر از غم خلاصی طلب کردمی

هم از نای نوشی سبب کردمی

مرا غم ندیمی است خاص ارنه من

چو عامان به نوعی طرب کردمی

اگر غم طلاق از دلم بستدی

نکاح بنات العنب کردمی

گرم دست رفتی لگام ادب

بر این ابلق روز و شب کردمی

وگر کردهٔ چرخ بشمردمی

شمارش سوی دست چپ کردمی

کلید زبان گر نبودی وبال

کی از خامشی قفل لب کردمی

بری‌ خوردمی آخر از دست کشت

اگر نه ز مومی رطب کردمی

مگر فضل من ناقص است ارنه من

بر او تکیه‌گاهی عجب کردمی

ادب داشتم دولتم بر نداشت

ادب کاشکی کم طلب کردمی

عصای کلیم ار به دستم بُدی

به چوبش ادب را ادب کردمی

اگر در هنرها هنر دیدمی

به خاقانی آن را نسب کردمی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۵اهل بایستی که جان افشاندمی
  2. شمارهٔ ۳۴۶ - در مرثیهٔ اهل بیت خودچشمهٔ خون ز دلم شیفته‌تر کس را نی
  3. شمارهٔ ۳۴۷ - در هجو رشید الدین وطواطرشیدکا ز تهی مغزی و سبک خردی
  4. شمارهٔ ۳۴۸ - در مرثیهٔ سلطان شرقگویند کز تبی ملک الشرق درگذشت
  5. شمارهٔ ۳۴۹صانعا شکر تو واجب شمرم
  6. شمارهٔ ۳۵۰ز آب سخن بحر ارجیش را من
  7. شمارهٔ ۳۵۱ - در هزلاهل بغداد را زنان بینی
  8. شمارهٔ ۳۵۲خاقانیا فرو خوان اسرار آفرینش
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.