پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۲۷

گر دیده یک اهل دیده بودی

دل مژده پذیر دیده بودی

جان حلقه به گوش گوش گشتی

گر نام وفا شنیده بودی

این قحط جهان کسی نبردی

گر کشت وفا رسیده بودی

کشتی حیات کم شکستی

گر بحر غم آرمیده بودی

می‌ترسد از آب دیده جانم

ای کاش نه سگ گزیده بودی

گر آهم خاستی، فلک را

چون صبح دوم دریده بودی

ور چشم فلک به شفقت استی

زو خون شفق چکیده بودی

مرغ دلم از زبان به رنج است

ورنه ز قفس پریده بودی

آویخته کی بُدی ترازو

گر زآنکه زبان بریده بودی

خاقانی اگر نه اهلْ جُستی

دامن ز جهان کشیده بودی

هرچند جهان چنو ندیده است

او کاش جهان ندیده بودی

با آنکه تمامش آفریدند

ای کاش نیافریده بودی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۲۹ - در مدح علاء الدین اتسز شاه خوارزمآفاق زیر خاتم خوارزم شاهی اَست
  2. شمارهٔ ۳۳۰کیست ز اهل زمانه خاقانی
  3. شمارهٔ ۳۳۱رو که سوی راستی بسیج نداری
  4. شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده استبه تعریض گفتی که خاقانیا
  5. شمارهٔ ۳۳۳صدرا تو را جلالت اسکندر است لیک
  6. شمارهٔ ۳۳۴ - شعر قاضی تنوخیرضیت بما قسم الله لی
  7. شمارهٔ ۳۳۵ - در حماسه و مدح خودشاعر مُفلِق منم، خوان معانی مراست
  8. شمارهٔ ۳۳۶بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.