پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

قطعات

شمارهٔ ۳۳۰

کیست ز اهل زمانه خاقانی

که تو اهل وفاش پنداری

دوستی کز سر غرض شد دوست

هان و هان تاش دوست نشماری

خواجه گوید که دوستدار تواَم

پاسخش ده که دوست چون داری

تا عزیزم مرا عزیز کنی؟

چون شدم خوار خوار انگاری؟

یا بلندم کنی گهِ پستی؟

یا عزیزم کنی گهِ خواری؟

با من این دوستی به شرطی کن

کآخر آن شرط را به جای آری

که‌آن خطائی که حق ز من بیند

گر تو بینی، ز من نیازاری

ور شود خصم من زبردستی

زیر پای بلام مگذاری

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۳۲ - در جواب مردی سروده که عنصری را بر او ترجیح داده استبه تعریض گفتی که خاقانیا
  2. شمارهٔ ۳۳۳صدرا تو را جلالت اسکندر است لیک
  3. شمارهٔ ۳۳۴ - شعر قاضی تنوخیرضیت بما قسم الله لی
  4. شمارهٔ ۳۳۵ - در حماسه و مدح خودشاعر مُفلِق منم، خوان معانی مراست
  5. شمارهٔ ۳۳۶بس کن از سودای خوبان داشتن خاقانیا
  6. شمارهٔ ۳۳۷ - در نکوهش بغدادای باغ داد و بیضهٔ بغداد مرحبا
  7. شمارهٔ ۳۳۸دی شبانگه به غلط تا به لب دجله شدم
  8. شمارهٔ ۳۳۹ای بزم تو فروخته رایات خرمی
همه‌ی قطعات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.