فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ من کیم، پروانهٔ شمعی که در کاشانه نیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ ایمن از تیر نگاه تو دل زاری نیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ غمش را غیر دل سر منزلی نیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ سر بیمار گر آن چشم دل آزار نداشت
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ دی چو تیر از برم آن ترک کمان دار گذشت
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ دلم به کوی تو هر شام تا سحر میگشت
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ چندی از صومعه در دیر مغان باید رفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ عید مولود علی را تا شه والا گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ کی دل از حلقهٔ آن زلف دو تا خواهد رفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ هر جا سخنی از آن دهان رفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ روز مردن سویم از رحمت نگاهی کرد و رفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ رسید قاصد و پیغام وصل جانان گفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ امروز ندارم غم فردای قیامت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ هم به حرم هم به دیر بدر دجا دیدمت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ ای فتنهٔ هر دوری از قامت فتانت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ ای آب زندگانی یک نکته از دهانت
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ عهد همه بشکستم در بستن پیمانت
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ ای تنگ شکر تنگ دل از تنگ دهانت
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ مدام ذکر ملک این کلام شیرین باد
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ تا پرده ز صورتش برافتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ دل در اندیشهٔ آن زلف گرهگیر افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ فریاد که رفت خونم از یاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ تا دلم در خم آن زلف سیهنام افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ بر دوش تو تا زلف زرهپوش تو افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ تا سوی من آن چشم سیه را نگه افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ دل به ابروی تو ای تازه جوان باید داد
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ لعل تو به سر چشمهٔ زمزم نتوان داد
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ مصوری که تو را چین زلف مشکین داد
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ همان که چشم تو را طرز دلربایی داد
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ مشاطه تا به روی تو زلف دوتا نهاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ هر سر که به سودای خط و خال تو افتد
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ فرخنده شکاری که ز پیکان تو افتد
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ نظر ز روی تو صاحب نظر نمیبندد
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ آخر این نالهٔ سوزنده اثرها دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ ترک مست تو به دست از مژه خنجر دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ جهان عشق ندانم چه زیر سر دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ کسی ز فتنهٔ آخر زمان خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ خداخوان تا خدادان فرق دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ آن که یک ذره غمت در دل پر غم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ گهی به دیر و گهی جلوه در حرم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ هر خم زلف تو یک جمع پریشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ کسی که در دل شب چشم خون فشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ چراغی کاین همه پروانه دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ هر کس که به دل حسرت پیکان تو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ این چه تابی است که آن حلقهٔ گیسو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ غلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ مهره توان برد، مار اگر بگذارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ کسی پا به کوی وفا میگذارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ دل نام سر زلف ترا مشک ختا کرد
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ دوش زلف سیهت بندهنوازیها کرد
متن اشعار به نقل از گنجور.