پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی

فروغی بسطامی

غزلیات

۵۱۶ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱ من کیم، پروانهٔ شمعی که در کاشانه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲ ایمن از تیر نگاه تو دل زاری نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳ وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴ غمش را غیر دل سر منزلی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵ گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶ پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ سر بیمار گر آن چشم دل آزار نداشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ دی چو تیر از برم آن ترک کمان دار گذشت
  9. غزل شمارهٔ ۱۲۹ دلم به کوی تو هر شام تا سحر می‌گشت
  10. غزل شمارهٔ ۱۳۰ چندی از صومعه در دیر مغان باید رفت
  11. غزل شمارهٔ ۱۳۱ عید مولود علی را تا شه والا گرفت
  12. غزل شمارهٔ ۱۳۲ یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت
  13. غزل شمارهٔ ۱۳۳ کی دل از حلقهٔ آن زلف دو تا خواهد رفت
  14. غزل شمارهٔ ۱۳۴ هر جا سخنی از آن دهان رفت
  15. غزل شمارهٔ ۱۳۵ روز مردن سویم از رحمت نگاهی کرد و رفت
  16. غزل شمارهٔ ۱۳۶ رسید قاصد و پیغام وصل جانان گفت
  17. غزل شمارهٔ ۱۳۷ امروز ندارم غم فردای قیامت
  18. غزل شمارهٔ ۱۳۸ هم به حرم هم به دیر بدر دجا دیدمت
  19. غزل شمارهٔ ۱۳۹ ای فتنهٔ هر دوری از قامت فتانت
  20. غزل شمارهٔ ۱۴۰ ای آب زندگانی یک نکته از دهانت
  21. غزل شمارهٔ ۱۴۱ عهد همه بشکستم در بستن پیمانت
  22. غزل شمارهٔ ۱۴۲ ای تنگ شکر تنگ دل از تنگ دهانت
  23. غزل شمارهٔ ۱۴۳ مدام ذکر ملک این کلام شیرین باد
  24. غزل شمارهٔ ۱۴۴ تا پرده ز صورتش برافتاد
  25. غزل شمارهٔ ۱۴۵ دل در اندیشهٔ آن زلف گره‌گیر افتاد
  26. غزل شمارهٔ ۱۴۶ فریاد که رفت خونم از یاد
  27. غزل شمارهٔ ۱۴۷ تا دلم در خم آن زلف سیه‌نام افتاد
  28. غزل شمارهٔ ۱۴۸ بر دوش تو تا زلف زره‌پوش تو افتاد
  29. غزل شمارهٔ ۱۴۹ در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
  30. غزل شمارهٔ ۱۵۰ در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
  31. غزل شمارهٔ ۱۵۱ تا سوی من آن چشم سیه را نگه افتاد
  32. غزل شمارهٔ ۱۵۲ دل به ابروی تو ای تازه جوان باید داد
  33. غزل شمارهٔ ۱۵۳ لعل تو به سر چشمهٔ زمزم نتوان داد
  34. غزل شمارهٔ ۱۵۴ روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد
  35. غزل شمارهٔ ۱۵۵ مصوری که تو را چین زلف مشکین داد
  36. غزل شمارهٔ ۱۵۶ همان که چشم تو را طرز دل‌ربایی داد
  37. غزل شمارهٔ ۱۵۷ مشاطه تا به روی تو زلف دوتا نهاد
  38. غزل شمارهٔ ۱۵۸ ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد
  39. غزل شمارهٔ ۱۵۹ هر سر که به سودای خط و خال تو افتد
  40. غزل شمارهٔ ۱۶۰ فرخنده شکاری که ز پیکان تو افتد
  41. غزل شمارهٔ ۱۶۱ نظر ز روی تو صاحب نظر نمی‌بندد
  42. غزل شمارهٔ ۱۶۲ کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
  43. غزل شمارهٔ ۱۶۳ آخر این نالهٔ سوزنده اثرها دارد
  44. غزل شمارهٔ ۱۶۴ ترک مست تو به دست از مژه خنجر دارد
  45. غزل شمارهٔ ۱۶۵ جهان عشق ندانم چه زیر سر دارد
  46. غزل شمارهٔ ۱۶۶ کسی ز فتنهٔ آخر زمان خبر دارد
  47. غزل شمارهٔ ۱۶۷ خداخوان تا خدادان فرق دارد
  48. غزل شمارهٔ ۱۶۸ آن که یک ذره غمت در دل پر غم دارد
  49. غزل شمارهٔ ۱۶۹ گهی به دیر و گهی جلوه در حرم دارد
  50. غزل شمارهٔ ۱۷۰ هر خم زلف تو یک جمع پریشان دارد
  51. غزل شمارهٔ ۱۷۱ کسی که در دل شب چشم خون فشان دارد
  52. غزل شمارهٔ ۱۷۲ چراغی کاین همه پروانه دارد
  53. غزل شمارهٔ ۱۷۳ هر کس که به دل حسرت پیکان تو دارد
  54. غزل شمارهٔ ۱۷۴ گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد
  55. غزل شمارهٔ ۱۷۵ این چه تابی است که آن حلقهٔ گیسو دارد
  56. غزل شمارهٔ ۱۷۶ غلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد
  57. غزل شمارهٔ ۱۷۷ مهره توان برد، مار اگر بگذارد
  58. غزل شمارهٔ ۱۷۸ کسی پا به کوی وفا می‌گذارد
  59. غزل شمارهٔ ۱۷۹ دل نام سر زلف ترا مشک ختا کرد
  60. غزل شمارهٔ ۱۸۰ دوش زلف سیهت بنده‌نوازی‌ها کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.