پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷

خداخوان تا خدادان فرق دارد

که حیوان تا به انسان فرق دارد

موحد را به مشرک نسبتی نیست

که واجب تا به امکان فرق دارد

محقق را مقلد کی توان گفت

که دانا تا به نادان فرق دارد

مناجاتی خراباتی نگردد

که سیر جسم تا جان فرق دارد

مخوان آلوده‌دامن هر کسی را

که دامان تا به دامان فرق دارد

من و ابروی یار و شیخ و محراب

مسلمان تا مسلمان فرق دارد

من و میخانه، خضر و راه ظلمات

که می با آب حیوان فرق دارد

مخوان دور فلک را دور ترسا

که دوران تا به دوران فرق دارد

مکن تشبیه زلفش را به سنبل

پریشان تا پریشان فرق دارد

مبر پیش دهانش غنچه را نام

که خندان تا به خندان فرق دارد

چه نسبت شاه ایران را به خاقان

که سلطان تا به سلطان فرق دارد

مظفر ناصرالدین‌شاه غازی

که فرش با سلیمان فرق دارد

رخش را مه مگو هرگز فروغی

که خور با ماه تابان فرق دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۹گهی به دیر و گهی جلوه در حرم دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۰هر خم زلف تو یک جمع پریشان دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱کسی که در دل شب چشم خون فشان دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲چراغی کاین همه پروانه دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۳هر کس که به دل حسرت پیکان تو دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۵این چه تابی است که آن حلقهٔ گیسو دارد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶غلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.