پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی

فروغی بسطامی

غزلیات

۵۱۶ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۱ به هر غمی که رسد از تو خاطرم شاد است
  2. غزل شمارهٔ ۶۲ آن که لبش مایهٔ حلاوت قند است
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ یک اشارت ز تو بر قتل جهان بسیار است
  4. غزل شمارهٔ ۶۴ طبیب اهل دل آن چشم مردم آزار است
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ آن که مرادش تویی از همه جویاتر است
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ ساقی فرخنده پی تا به کفش ساغر است
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ دلم از نرگس بیمار تو بیمارتر است
  8. غزل شمارهٔ ۶۸ کیفیت نگاه تو از جام خوش‌تر است
  9. غزل شمارهٔ ۶۹ بار محبت از همه باری گران‌تر است
  10. غزل شمارهٔ ۷۰ از دل سخت تو کز سنگ سیه سخت‌تر است
  11. غزل شمارهٔ ۷۱ تا خانهٔ تقدیر بساط چمن آراست
  12. غزل شمارهٔ ۷۲ ترک چشمش که مست و مخمور است
  13. غزل شمارهٔ ۷۳ تا حلقهٔ زنجیر دل آن زلف دراز است
  14. غزل شمارهٔ ۷۴ تا دیدن آن ماه فروزنده محال است
  15. غزل شمارهٔ ۷۵ مرگ بر بالین وجانان غافل است
  16. غزل شمارهٔ ۷۶ کف بر کف جانانه و لب بر لب جام است
  17. غزل شمارهٔ ۷۷ امشب ز روی مهر مهی در سرای ماست
  18. غزل شمارهٔ ۷۸ شربتی در دو لعل جانان است
  19. غزل شمارهٔ ۷۹ پیام باد بهار از وصال جانان است
  20. غزل شمارهٔ ۸۰ چنان ز وحشت عشقت دلم هراسان است
  21. غزل شمارهٔ ۸۱ شیوهٔ خوش منظران چهره نشان دادن است
  22. غزل شمارهٔ ۸۲ قاعدهٔ قد تو فتنه به پا کردن است
  23. غزل شمارهٔ ۸۳ همه جا جلوهٔ آن صاحب وجه حسن است
  24. غزل شمارهٔ ۸۴ کار من تا به زلف یار من است
  25. غزل شمارهٔ ۸۵ شب جدایی تو روز واپسین من است
  26. غزل شمارهٔ ۸۶ تو و آن قامتی که موزون است
  27. غزل شمارهٔ ۸۷ گر نه زلفش پی شبیخون است
  28. غزل شمارهٔ ۸۸ کسی که در سر او چشم مصلحت بین است
  29. غزل شمارهٔ ۸۹ دلم فارغ ز قید کفر و دین است
  30. غزل شمارهٔ ۹۰ قصد همه وصل حور و خلد برین است
  31. غزل شمارهٔ ۹۱ نخست نغمهٔ عشاق فصل گل این است
  32. غزل شمارهٔ ۹۲ حور تویی، بوستان بهشت برین است
  33. غزل شمارهٔ ۹۳ امشب ز رخش انجمنم خلد برین است
  34. غزل شمارهٔ ۹۴ مرا زمانه در آن آستانه جا داده‌ست
  35. غزل شمارهٔ ۹۵ یا رب این عید همایون چه مبارک عید است
  36. غزل شمارهٔ ۹۶ هر دم ای گل از تو در گلشن فغان تازه است
  37. غزل شمارهٔ ۹۷ در سینه دلت مایل هر شعلهٔ آهی است
  38. غزل شمارهٔ ۹۸ طوطی وظیفه‌خوار لب نوشخند توست
  39. غزل شمارهٔ ۹۹ زین حلاوت‌ها که در کنج لب شیرین تست
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰ ترک کمان کشیده دو چشم سیاه تست
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۱ گرنه خورشید فلک خاک نشین ره تست
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۲ هر سر موی تو را پیوندی از گیسوی تست
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۳ کیفیتی که دیدم از آن چشم نیم مست
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۴ چشم تماشای خلق در رخ زیبای اوست
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۵ قطع نظر ز دشمن ما کرد چشم دوست
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶ ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۷ درد جانان عین درمان است گویی نیست هست
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۸ کفر زلفش رهزن دین است گویی نیست هست
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۹ ما و هوس شاهد و می تا نفسی هست
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۰ خوش است اگر ز تو ما را دل غمینی هست
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۱ تا بر اطراف رخت جعد چلیپایی هست
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۲ هیچ سر نیست که با زلف تو در سودا نیست
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۳ خوش‌تر از دانهٔ اشکم گهری پیدا نیست
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۴ از تو ای ترک ختن لعبت چین خوش‌تر نیست
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۵ تو و آن حسن دل آویز که تغییرش نیست
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۶ مزرع امید را یک دانه به زان خال نیست
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۷ کس نیست کاو به لعل تو خونش سبیل نیست
  58. غزل شمارهٔ ۱۱۸ پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۹ بر سر راه تو افتاده سری نیست که نیست
  60. غزل شمارهٔ ۱۲۰ یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.