پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸

پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست

آن هم ز بخت تیرهٔ من مستقیم نیست

کس دل ز غمزه‌ات به سلامت نمی‌برد

الا کسی که صاحب ذوق سلیم نیست

لعل تو نرخ بوسه مگر نقد جان کند

ور نه به قدر سنگ تو در کیسه سیم نیست

بیگانه را به کوی خود ای آشنا مخوان

کاهل جحیم در خور باغ نعیم نیست

چندان به لطف دوست دلم شد امیدوار

کز خصمی رقیب مرا هیچ بیم نیست

گر بر من آن نگار پری چهره بگذرد

تشویشم از عقوبت دیو رجیم نیست

گر بنده با خبر شود از بحر رحمتش

با عفو خواجه هیچ گناهی عظیم نیست

طومار جرم ما همه از جام باده شست

یارب که گفت ساقی مستان کریم نیست

فارغ فروغی از غم روی تو کی شود

غافل شدن ز مساله کار حکیم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱من کیم، پروانهٔ شمعی که در کاشانه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲ایمن از تیر نگاه تو دل زاری نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴غمش را غیر دل سر منزلی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۵گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۷سر بیمار گر آن چشم دل آزار نداشت
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.