پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری

حکیم سبزواری

غزلیات

۱۸۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهت
  2. شمارهٔ ۶۲ چون دست قضا رشته اعمار برشت
  3. شمارهٔ ۶۳ زیبی که بشکل هرنگار است
  4. شمارهٔ ۶۴ جام جم مظهر اعظم دل درویشان است
  5. شمارهٔ ۶۵ ساقی قدحی در ده تقریب و تعلل چیست
  6. شمارهٔ ۶۶ ای نقش چکل چو گل محدث
  7. شمارهٔ ۶۷ دل را به تمنّا ز تو دیدار و دگر هیچ
  8. شمارهٔ ۶۸ جسته‌ام شیرین‌سخن یاری فصیح
  9. شمارهٔ ۶۹ دل و دین می کنی یغما بدین رخ
  10. شمارهٔ ۷۰ تا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد
  11. شمارهٔ ۷۱ ترا دوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود
  12. شمارهٔ ۷۲ تا بکی یار بکام دگران خواهد بود
  13. شمارهٔ ۷۳ مستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند
  14. شمارهٔ ۷۴ دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت
  15. شمارهٔ ۷۵ تشنهٔ نوش لبت چشمهٔ حیوان چکند
  16. شمارهٔ ۷۶ آنشوخ که با ما بسر کینه وری بود
  17. شمارهٔ ۷۷ گر راندیم ز بزم و شدی همنشین غیر
  18. شمارهٔ ۷۸ به محفلی که تو ای چون منی که راه دهد
  19. شمارهٔ ۷۹ زمین خوردازمیش دُردی چوچشمش پرخماری شد
  20. شمارهٔ ۸۰ که اندر این کاروان یارب چه کس می‌رفت و می‌آمد
  21. شمارهٔ ۸۱ حسن رخی کان تراست ماه ندارد
  22. شمارهٔ ۸۲ به این لطافت و رو تازه ارغوان نشود
  23. شمارهٔ ۸۳ دل بشد از دست یاران فکر درمانش کنید
  24. شمارهٔ ۸۴ جهان گیرئی کز سیاهی برآید
  25. شمارهٔ ۸۵ پارسایان ریائی ز هوا بنشینند
  26. شمارهٔ ۸۶ بمن گر یک نظر آن ماه زیبا منظر اندازد
  27. شمارهٔ ۸۷ خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند
  28. شمارهٔ ۸۸ ما ز میخانه عشقیم گدایانی چند
  29. شمارهٔ ۸۹ یار با ما بیوفائی میکند
  30. شمارهٔ ۹۰ گل رنگ نگار ما ندارد
  31. شمارهٔ ۹۱ گر آسمان دو سه روزی بمدعا گردد
  32. شمارهٔ ۹۲ در دل از شمع رخش انجمنی ساخته‌اند
  33. شمارهٔ ۹۳ هر آنگو دیده بگشاید براو چشم از جهان بندد
  34. شمارهٔ ۹۴ دل نبود آن دلی که نه دله باشد
  35. شمارهٔ ۹۵ بر دلم قهر و رضای تو لذیذ
  36. شمارهٔ ۹۶ سر که ندارد ز تو سودا بگور
  37. شمارهٔ ۹۷ جاءَ الصَّبا بِعِطر رَیاحین و الزَّهَر
  38. شمارهٔ ۹۸ روردهٔ میناکشی چشم سیه مستش نگر
  39. شمارهٔ ۹۹ رخ است این یا قمر یا آتش طور
  40. شمارهٔ ۱۰۰ گل می دمد ز شاخ و وزد باد نوبهار
  41. شمارهٔ ۱۰۱ ریزد عرق ز روی تو یادانه گهر
  42. شمارهٔ ۱۰۲ ای شعله رخ آتش بدلم در زدهٔ باز
  43. شمارهٔ ۱۰۳ غم از حد برونی دارم امروز
  44. شمارهٔ ۱۰۴ در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
  45. شمارهٔ ۱۰۵ غم عشقی ز نشاط دو سرا ما را بس
  46. شمارهٔ ۱۰۶ بدیدم آنچه در هجر جمالش
  47. شمارهٔ ۱۰۷ مدتی شد دل گمگشته نیامد خبرش
  48. شمارهٔ ۱۰۸ دوش به گوشم رساند نکتهٔ غیبی سروش
  49. شمارهٔ ۱۰۹ مه آیینه داری است از طلعتش
  50. شمارهٔ ۱۱۰ کم اسی صیاد فی جوالقفص
  51. شمارهٔ ۱۱۱ ز جهان بود وجود تو غرض
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دمیده بر رخ آن نازنین خط
  53. شمارهٔ ۱۱۳ افسردگانیم از باده کوشط
  54. شمارهٔ ۱۱۴ هزاران آفرین بر جان حافظ
  55. شمارهٔ ۱۱۵ شمع رویش چو برافروخت ببزم ابداع
  56. شمارهٔ ۱۱۶ جدا شد از بر من یار گلعذار دریغ
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ساقی بیا که عمر گران‌مایه شد تلف
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ای بکوی عافیت برداشته آهنگ عشق
  59. شمارهٔ ۱۱۹ نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق
  60. شمارهٔ ۱۲۰ دل هیکل توحید است دل مظهر ذات حق

متن اشعار به نقل از گنجور.