پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

ریزد عرق ز روی تو یادانه گهر

ام حل فیک عقد ثریا علی قمر

نور الجبین ام هو بالطور مضئة

زلف است بر عذار تو یا عود بر جمر

سرو قباپوش خطایی کند خرام

در الدموع حیث خطا طرفنا نثر

طاق است ابروی تو در آفاق بس بلند

وتر قسیکم فاصابت بلا و تر

ای آنکه تیر چشم تو از سر خطا نرفت

فی شرعکم بای خطآء دمی هدر

بر حال من بسوخت دل دشمنان من

مالان من حوی کبدی قلبک الحجر

درویش بینوایم و تو پادشاه حسن

کلم فما یضرک لوفزت بالدرر

زین آستان مخوان به پناه دگر مرا

ذر نی علی ذراه فمادونه و ذر

محمل مبند بر شتر ای ساربان دوست

یا رکب اسبلت عبرانی فما عبر

اسرار عشق هرچه نهفتم نداد سود

آخر ز هفت پرده بشد اشک پرده در

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳غم از حد برونی دارم امروز
  2. شمارهٔ ۱۰۴در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
  3. شمارهٔ ۱۰۵غم عشقی ز نشاط دو سرا ما را بس
  4. شمارهٔ ۱۰۶بدیدم آنچه در هجر جمالش
  5. شمارهٔ ۱۰۷مدتی شد دل گمگشته نیامد خبرش
  6. شمارهٔ ۱۰۸دوش به گوشم رساند نکتهٔ غیبی سروش
  7. شمارهٔ ۱۰۹مه آیینه داری است از طلعتش
  8. شمارهٔ ۱۱۰کم اسی صیاد فی جوالقفص
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.