پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

ای شعله رخ آتش بدلم در زدهٔ باز

یاقوت لب از خون که ساغر زدهٔ باز

زینسان که تو طرف کله از ناز شکستی

بر افسر خورشید فلک برد زدهٔ باز

دیگر چه خطا دیدهٔ ای آهوی چین چون

وحشی صفت از سرزدهٔ سرزدهٔ باز

تر کردهٔ از خون شهیدان لب لعلت

داغی بدل لالهٔ احمر زدهٔ باز

زان آتش رخسار و زان غالیهٔ زلف

آتش بدل و عود بمجمر زدهٔ باز

ای آنکه تو بر تارک اخترزدهٔ گام

بر لطف تو است دیدهٔ اختر زدهٔ باز

بر همزدهٔ رشتهٔ جمعیت دلها

چون شانه بر آن زلف معنبر زدهٔ باز

شیرین ز شکرخنده کنی کام جهانی

ای غنچه دهان خنده بشکر زدهٔ باز

اسرار ز نظم تو چکد آب لطافت

گویا که در آن آب و هوا پر زدهٔ باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
  2. شمارهٔ ۱۰۵غم عشقی ز نشاط دو سرا ما را بس
  3. شمارهٔ ۱۰۶بدیدم آنچه در هجر جمالش
  4. شمارهٔ ۱۰۷مدتی شد دل گمگشته نیامد خبرش
  5. شمارهٔ ۱۰۸دوش به گوشم رساند نکتهٔ غیبی سروش
  6. شمارهٔ ۱۰۹مه آیینه داری است از طلعتش
  7. شمارهٔ ۱۱۰کم اسی صیاد فی جوالقفص
  8. شمارهٔ ۱۱۱ز جهان بود وجود تو غرض
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.