پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

غم عشقی ز نشاط دو سرا ما را بس

صحبت بیدلی از شاه و گدا ما را بس

تو و بر مسند جم جام زدن نوشت باد

مسند خار و خس جام بلا ما را بس

تکیه بر بالش عشرت زدن ارزانی غیر

خشت در زیر سر و فقر و فنا ما را بس

نیستم در خور لطف طمع از حد ببرم

دو سه دشنام بپاداش دعا ما را بس

خون شد از رشک دلم شانه بزلفش که کشید

روز و شب عربده با باد صبا ما را بس

ملک الحاج و ره کعبه که در ملت عشق

طوف این کوی خوش آئین و صفا ما را بس

تاجر عشقم و سرمایهٔ من دین و دل است

گلرخان نقد یکی عشوه بها ما را بس

درد عشق تو چه سنجیم بقانون شفا

کز اشارات دو ابروت شفا ما را بس

هرکسی در کنف دولت صاحب جاهیست

دل قوی دار تو اسرار خدا ما را بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷مدتی شد دل گمگشته نیامد خبرش
  2. شمارهٔ ۱۰۸دوش به گوشم رساند نکتهٔ غیبی سروش
  3. شمارهٔ ۱۰۹مه آیینه داری است از طلعتش
  4. شمارهٔ ۱۱۰کم اسی صیاد فی جوالقفص
  5. شمارهٔ ۱۱۱ز جهان بود وجود تو غرض
  6. شمارهٔ ۱۱۲دمیده بر رخ آن نازنین خط
  7. شمارهٔ ۱۱۳افسردگانیم از باده کوشط
  8. شمارهٔ ۱۱۴هزاران آفرین بر جان حافظ
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.