پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

هزاران آفرین بر جان حافظ

همه غرقیم در احسان حافظ

ز هفتم آسمان غیب آمد

لسان الغیب اندر شان حافظ

پیمبر نیست لیکن نسخ کرده

اساطیر همه دیوان حافظ

چه دیوان کز سپهرش جم دیوان

نموده کوکب رخسان حافظ

هر آندعوی کند سحر حلال است

دلیل ساطع البرهان حافظ

ایا غواص دریای حقیقت

چه گوهرهااست در عمان حافظ

نه تنها آن وحسنش درنظر هست

طریقت با حقیقت آن حافظ

بیا اسرار تا ما برفشانیم

دل و جان در ره دربان حافظ

ببند اسرار! لب را؛ چون ندارد

سخن، پایانی اندر شان حافظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶جدا شد از بر من یار گلعذار دریغ
  2. شمارهٔ ۱۱۷ساقی بیا که عمر گران‌مایه شد تلف
  3. شمارهٔ ۱۱۸ای بکوی عافیت برداشته آهنگ عشق
  4. شمارهٔ ۱۱۹نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق
  5. شمارهٔ ۱۲۰دل هیکل توحید است دل مظهر ذات حق
  6. شمارهٔ ۱۲۱هان وامگیر رخش طلب یکزمان ز تک
  7. شمارهٔ ۱۲۲به تیغم گرنمائی سینه صد چاک
  8. شمارهٔ ۱۲۳ای که ریزی بدل ریشم از آن حقه نمک
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.