پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

به تیغم گرنمائی سینه صد چاک

فوادی یبتغیک القلب یهواک

تو هرگز گر نمیآری ز من یاد

فانی طول عمری است انساک

ز سر تا پا همه حسن و ملاحت

تعالی من بهذا الحسن سواک

ترا سرو چمن گفتن زهی ظلم

ومابدر الدیاجی منک حاشاک

شکفت از طلعتت ما را بهاری

و صبح طالع لی من محیاک

سرت را از وفاداری که پیچید

بقتلی من بغیر الذنب اوصاک

بکویت راه پیمودن که یابد

بباب القصر اذ کثرت قتلاک

نیائی ساعتی ما را ببالین

وانت الساعة ایان مرساک

عزیزا مصر جان جای تو باشد

فما الباسآء ما اکرمت مثواک

همی گوید مدام اسرار نومید

متی تدنوا وانی این القاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴زدی مشاطهات شانه به سنبل
  2. شمارهٔ ۱۲۵چه شوری بود یاران بر سر دل
  3. شمارهٔ ۱۲۶فلک دوران زند بر محور دل
  4. شمارهٔ ۱۲۷ای قامت تو سرو لب جویبار دل
  5. شمارهٔ ۱۲۸هست در سینه سل بدیده سبل
  6. شمارهٔ ۱۲۹دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم
  7. شمارهٔ ۱۳۰ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم
  8. شمارهٔ ۱۳۱علی صدغ لیلی تهب النسیم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.