پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم

کنون که شیشهٔ تقوای چند ساله شکستم

کتاب و خرقه و سجاده رهن باده نمودم

بتار چنگ زدم و چنگ و تار سبحه گسستم

فتاده لرزه بر اندام من ز جلوهٔ ساقی

خدا نکرده مبادا فتد پیاله ز دستم

مرا به گل چه سر و کار کز تو بشکفدم دل

مرا بباده چه حاصل که از نگاه تو مستم

بخود چو خویش بگویم توئی ز خویش مرادم

اگرچه خویش پرستم ولی زخویش برستم

نداشت کعبه صفائی به پیش درگهش اسرار

از آن گذشتم و احرام کوی یار ببستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱علی صدغ لیلی تهب النسیم
  2. شمارهٔ ۱۳۲شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم
  3. شمارهٔ ۱۳۳تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم
  4. شمارهٔ ۱۳۴گرم صدبار می‌رانی مدامت مدح‌گو باشم
  5. شمارهٔ ۱۳۵فغان که سخت به افسوس می رود ایام
  6. شمارهٔ ۱۳۶چولاله بی گل روی تو داغم
  7. شمارهٔ ۱۳۷اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
  8. شمارهٔ ۱۳۸ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.