پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵

فغان که سخت به افسوس می رود ایام

نه جام باده به دور و نه دور چرخ به کام

نه غیر بر سر صلح و نه چرخ بر سر مهر

نه بخت تیره مساعد نه یار وحشی رام

ببرد از دلم آن زلف بی‌قرار قرار

ربود چشم دلارام او ز جان آرام

به عشوه هر سر مویت ز من دلی طلبد

به حیرتم که من این نیم دل دهم به کدام

هزار بار اگر بشکنی به سنگ پرم

من آن نیم که دمی بر پرم از آن لب بام

به پای خویش تو را صید پیش می‌آید

چه حاجت است که دیگر بگسترانی دام

به زیر تیغ تو اسرار کشته شد صد بار

به روی مرده چه شمشیر میکشی ز نیام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۷اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
  2. شمارهٔ ۱۳۸ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم
  3. شمارهٔ ۱۳۹صبحگاهان بسوی خانهٔ خمّار شدم
  4. شمارهٔ ۱۴۰زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
  5. شمارهٔ ۱۴۱از روز ازل می خور و رندانه سرشتیم
  6. شمارهٔ ۱۴۲آنکه شیران را کشیدی در شطن
  7. شمارهٔ ۱۴۳بر افتی ای فراق از روزگاران
  8. شمارهٔ ۱۴۴راه خواهی رخت بر دریا فکن
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.