پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم

اگر باورنداری بین ز اشک سرخ اکسیرم

مشو سرپیچ چون زلف شب آسایت حذر فرما

ز افغان سحرگاه وزدود آه شبگیرم

بشارت ای گروه کودکان دیوانهٔ آمد

حذر ای معشر فرزانگان بگسیخت زنجیرم

هوای عشقبازی با جوانانم دگر نبود

برآنم تا بیابم پیری و در پای او میرم

نه پیر سالخورد از گردش این کهنه زال چرخ

جوان رائی که گیرم دامنش طفلی ز سر گیرم

غرض کز عشق خوبان نبودم اسرار دل خالی

گهی عشق جوانان دارم و گه عاشق پیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
  2. شمارهٔ ۱۴۱از روز ازل می خور و رندانه سرشتیم
  3. شمارهٔ ۱۴۲آنکه شیران را کشیدی در شطن
  4. شمارهٔ ۱۴۳بر افتی ای فراق از روزگاران
  5. شمارهٔ ۱۴۴راه خواهی رخت بر دریا فکن
  6. شمارهٔ ۱۴۵شدم صدره به زیر سنگ طفلان در جنون پنهان
  7. شمارهٔ ۱۴۶کلاه دلربائی بر سرش بین
  8. شمارهٔ ۱۴۷ای رخت برگ گل سور و لبان نیز چنان
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.