پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

کلاه دلربائی بر سرش بین

نیاز کج کلاهان بر درش بین

بنفشه سرزده گرد شقایق

بدور یاسمن نیلوفرش بین

نماید دعوی کیش مسیحا

ز لب اعجاز و از خط دفترش بین

گرت خواهش بود سیر گلستان

به سنبل زاره گلبرگ ترش بین

گدازد شمع از رشک جمالش

وزین محنت بسر خاکسترش بین

دلت خواهی شود مرآت حق بین

خدا را درجمال انورش بین

کمر بسته پی تاراج عقلم

ز ناز و غمزه خیل لشگرش بین

عرق بگرفته جا بر روی آتش

به هم دمساز آب و آذرش بین

بود اسرار مسکینی ولی ز اشک

بیا و دامن پرگوهرش بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸از بهترین سلالهٔ آدم توئی بهین
  2. شمارهٔ ۱۴۹فتنه چسان بپا شود خیز بیا که همچنین
  3. شمارهٔ ۱۵۰فلک گشته سرگشتهٔ کوی او
  4. شمارهٔ ۱۵۱حرف اغیار دغا در حق یاران مشنو
  5. شمارهٔ ۱۵۲از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو
  6. شمارهٔ ۱۵۳راه عشق است و بهرگام دوصد جان بگرو
  7. شمارهٔ ۱۵۴ای مهر همچو مه ز رخت کرده کسب ضو
  8. شمارهٔ ۱۵۵قد کاد شمسی تخفی شعاعه
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.