پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو

تا سر رود بسر رو و تا پا بپا بپو

بر نقش ما سوا خط بطلان بیا بکش

از لوح دل محبت اغیار رو بشو

یاران ز باده سرخوش و در سر ترا خمار

جامی بزن بطرف چمن نوگلی ببو

چون یاد دوست میرود اندر ملامتم

ای مدعی هر آنچه توانی بگو بگو

خاصان و عامیان همه را شور او بسر

ترسا و پارسا همه را رو بسوی او

در دیر و در حرم بکنشت و کلیسیا

در جستجوش ره سپر اسرار کو بکو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴ای مهر همچو مه ز رخت کرده کسب ضو
  2. شمارهٔ ۱۵۵قد کاد شمسی تخفی شعاعه
  3. شمارهٔ ۱۵۶چو ماه چارده دارم نگاری چارده‌ساله
  4. شمارهٔ ۱۵۷ای نرگست سحر آفرین لعلت شکرخا آمده
  5. شمارهٔ ۱۵۸گیرم نقاب برفکنی از رخ چو ماه
  6. شمارهٔ ۱۵۹از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زده
  7. شمارهٔ ۱۶۰دل مستمند و حیران بهوای آب و دانه
  8. شمارهٔ ۱۶۱خوشا جانی که جانانش تو باشی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.