پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

دل مستمند و حیران بهوای آب و دانه

زحرم سرای شاهی بخرابه کرده خانه

چکنم چه سربپوشم که بهر طرف نیوشم

نرسد بگوش هوشم بجز از لبت ترانه

بحصار دیدهٔ کل همه نقش اوست حاصل

بسواد اعظم دل نبود جز آن یگانه

همه بر در نیازش که چه در رسد زنازش

همگی ز سوز و سازش بسرود عاشقانه

سمن و چمن هزارش گل و لاله داغدارش

همه نغمه پرده دارش نی و بربط و چغانه

بود اربیان نیارم نگه امیدوارم

کشد ار زبان ندارم ز دل آتشم زبانه

بحریم خلوت یار نبود ره تو اسرار

اگر آرزوی دیدار بودت رو از میانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲نه بگویمت که مهری نه بخوانمت که ماهی
  2. شمارهٔ ۱۶۳هذ اغزال هلال السمآء مضناکی
  3. شمارهٔ ۱۶۴صبا برگو بآن شیرین که گاهی
  4. شمارهٔ ۱۶۵دلا دیریست دور از دلستانی
  5. شمارهٔ ۱۶۶پا مانده در گل در سرزمینی
  6. شمارهٔ ۱۶۷خاک در تو ما را به ز آب زندگانی
  7. شمارهٔ ۱۶۸الاقد صاد عقلی بالدلالی
  8. شمارهٔ ۱۶۹آنچه در مدرسه عمریست که اندوختمی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.