پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

صبا برگو بآن شیرین که گاهی

چه باشد گر کنی برمانگاهی

اگر بر ما گدایان رحمت آری

تو کاندر کشور دل پادشاهی

مدام از عمر برخوردار باشی

اجب ربی رجائی یا الهی

جفا از حد مبر جانا که ترسم

بسوزانم دو عالم را به آهی

ز بیم مدعی تا چند و تا کی

رود دلبر به راهی من براهی

ره دل زد بصورت خوش بیانی

دهد چشمش بدین معنی گواهی

خدا را زان بت خونخوار پرسید

که اسرار حزین دارد گناهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶پا مانده در گل در سرزمینی
  2. شمارهٔ ۱۶۷خاک در تو ما را به ز آب زندگانی
  3. شمارهٔ ۱۶۸الاقد صاد عقلی بالدلالی
  4. شمارهٔ ۱۶۹آنچه در مدرسه عمریست که اندوختمی
  5. شمارهٔ ۱۷۰بر قامت تو شد راست دنیای کن فکانی
  6. شمارهٔ ۱۷۱تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی
  7. شمارهٔ ۱۷۲خوبان همه چو صورت تو دلنشین چو جانی
  8. شمارهٔ ۱۷۳عشق است حیات جاودانی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.