پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی

ز اشک خونین برخم کرده نگار عجبی

کرده از خون شهیدان کف سیمین گلرنگ

بسته تهمت بحنا حیله شعار عجبی

سر سیر چمنم نیست چه در حسن تراست

ز ریاحین و گل و سبزه بهار عجبی

بازوی حسن تو نازم که ز چشم و ابروت

بکمندی عجب افکنده شکار عجبی

گشت بیماری دل به که برآورد آن سرو

از زنخ سیب، ز پستان دو انار عجبی

طعمه لخت دل و جا کنج قفس شربم خون

دارم ازدایرهٔ چرخ مدار عجبی

سخن از دوزخ و فردوس باسرار مگوی

وصل و هجرش بودم جنت و نار عجبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳عشق است حیات جاودانی
  2. شمارهٔ ۱۷۴ز اِشتیاق تو مُردم نه پیکی و نه پیامی
  3. شمارهٔ ۱۷۵اَلا مَن مُبَلِغٌ سَلُمی سَلامی
  4. شمارهٔ ۱۷۶از غصّه دلم خون است در گوشهٔ تنهائی
  5. شمارهٔ ۱۷۷اَلا یا نَفسُ غُزتُک اَلاَمانی
  6. شمارهٔ ۱۷۸مپند ار او نهان و تو عیانی
  7. شمارهٔ ۱۷۹نبود چو ماه روی تو تابنده اختری
  8. شمارهٔ ۱۸۰نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.