پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

اَلا مَن مُبَلِغٌ سَلُمی سَلامی

که در راهش دهم جان گرامی

نسیم صبح و بانگ مرغ برخاست

نَسیمی هاتَ لی کَأسُ المُدامی

مکن ناصح مرا دیگر ملامت

فَاِنّی لا اُبالِی بِاَلملامی

مغنّی ساز کن صوت و صدائی

لَیُجلُوا مِن صَد اَقلبی الظَّلامی

مرا با درد خود بگذار همدم

لَقد اَعیی اَطِبائی سَقامِی

ز بس تیر آمده بر دل ز جورت

سِهام قَد عَلَت فوقَ السِّهامی

بکُش اسرار را وز حشر مندیش

فَما قَتلّی عَلَیکُم بِالحَرامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷اَلا یا نَفسُ غُزتُک اَلاَمانی
  2. شمارهٔ ۱۷۸مپند ار او نهان و تو عیانی
  3. شمارهٔ ۱۷۹نبود چو ماه روی تو تابنده اختری
  4. شمارهٔ ۱۸۰نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری
  5. شمارهٔ ۱۸۱اتی الرّبیع قیل الهموم بالنغماتی
  6. شمارهٔ ۱۸۲شدم پیر از فراق نوجوانی
  7. شمارهٔ ۱۸۳الا یا جنة لم یحن جانی
  8. شمارهٔ ۱۸۴ای که با نور خرد نور خدا میجوئی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.