پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

اَلا یا نَفسُ غُزتُک اَلاَمانی

چو صنعان تا به کی این خوکبانی

رفیقانت کشش دارند و کوشش

و کم فیک التقاعد و التوانی

به ترسا زادهٔ طبعی گرفتار

بدار القدس یهواک الغوانی

همه اهل حرم در انتظارت

بکلیاء شیدت المبانی

کتاب دیو کردی نامهٔ حق

وقد نبذت سدی سبع المثانی

تو اینجا تن زده تنها نشسته

حمام القدس تهتف با الاغانی

تو دانی شاه قدست همنشین است

تدانی انت دیدان الادانی

دلا گر گلشن ار گلخن ز خود جوی

فنارک اوجنانک فی الجنانی

هر آن روحی که پاک از لوث طبع است

جنان فی جنان فی جنانی

دلی طبعی که دور از نور روح است

هوان فی هوان فی هوانی

بیا فرمان ببر فرمان دهی کن

اطع تطلع بمرقی کن فکانی

خریداران یوسف را ببایست

بدرالعین متنظم الحمانی

که هر کاسد قماشی نیست لایق

لیوسف ماله فی الکون ثانی

الا یا ساقیاً خمراً طهوراً

به یاد دوست بخشا دوستکانی

نیابد ره به اسرار حق الا

اسیر العشق فی الاسرار فانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹نبود چو ماه روی تو تابنده اختری
  2. شمارهٔ ۱۸۰نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری
  3. شمارهٔ ۱۸۱اتی الرّبیع قیل الهموم بالنغماتی
  4. شمارهٔ ۱۸۲شدم پیر از فراق نوجوانی
  5. شمارهٔ ۱۸۳الا یا جنة لم یحن جانی
  6. شمارهٔ ۱۸۴ای که با نور خرد نور خدا میجوئی
  7. شمارهٔ ۱۸۵ای آتش هوای تو در جان عالمی
  8. شمارهٔ ۱۸۶تو چون پیمانِ عهدت می شکستی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.