پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

اتی الرّبیع قیل الهموم بالنغماتی

بگیر جام شرابی بنوش آب حیاتی

قدم نهاده به بالین و من به شکر قدومش

نثرت درّ فؤادی علیه فی الخطواتی

نموده آینهٔ حق نمای موسی دل را

و میض انقلب الطرف منه ذاحسراتی

اگر نه شرک بدی چون بدیدمی زلفت

عبدت کالثنوی النور منک و الظّلماتی

به بحر چند رسد آب دیده نور دو دیده

الام نیته قلبی اصعد الزّفراتی

تو شمع انجمن و من ز دوری تو سیه‌روز

خیالکم لضمیر الانیس فی الخلواتی

مبند بر شتر ای ساربان محامل جانان

فلا محیص لک الیوم ان جرت عبراتی

مشام کو که توان نکهتی شنید وگرنه

فمن حدائقة کم تفوح من نفخاتی

ز سوز عشق خدا کیمیا شدی اسرار

فها سبیکة قلبی المذاب فی الو جناتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳الا یا جنة لم یحن جانی
  2. شمارهٔ ۱۸۴ای که با نور خرد نور خدا میجوئی
  3. شمارهٔ ۱۸۵ای آتش هوای تو در جان عالمی
  4. شمارهٔ ۱۸۶تو چون پیمانِ عهدت می شکستی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.