پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

عشق است حیات جاودانی

‌‌ سرمایهٔ عیش و کامرانی

گر عشق نبود خود نبودی

‌‌ هرگز نه زمین نه آسمانی

پیرایهٔ عشق اگر نیستی

‌‌ کی داشت عروس حسن آنی

از عشق گرفت زینت و زیب

‌‌ اوراق کتاب کن فکانی

عشق است مدار قاب قوسین

‌‌ عشق است مقام من رآنی

هم بود ز عشق آنکه دم زد

‌‌ از سبحان عظیم شأنی

خورشید سپهر عشق ساری است

‌‌ نورش بذراری جهانی

از عشق گرفت بال و پرواز

این بیضه مرغ لامکانی

حالی نبود ز عشق اسرار

هر عین نهانی وعیانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵اَلا مَن مُبَلِغٌ سَلُمی سَلامی
  2. شمارهٔ ۱۷۶از غصّه دلم خون است در گوشهٔ تنهائی
  3. شمارهٔ ۱۷۷اَلا یا نَفسُ غُزتُک اَلاَمانی
  4. شمارهٔ ۱۷۸مپند ار او نهان و تو عیانی
  5. شمارهٔ ۱۷۹نبود چو ماه روی تو تابنده اختری
  6. شمارهٔ ۱۸۰نه از لفظ تو پیغامی نه از کلک تو تحریری
  7. شمارهٔ ۱۸۱اتی الرّبیع قیل الهموم بالنغماتی
  8. شمارهٔ ۱۸۲شدم پیر از فراق نوجوانی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.