پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

آنچه در مدرسه عمریست که اندوختمی

بیکی عشوه ساقی همه بفروختمی

در دبستان ازل روز نخست از استاد

بجز از درس غم عشق نیاموختمی

نقشت ای سرو قباپوش نشستی بر دل

دیدهٔ دل بدو کون از همه بفروختمی

مستی و باده کشی ها که شدی پیشهٔ ما

شیوهائی است که از چشم تو آموختمی

آخر ای ابر گهربار روا کی باشد

عالمی کام روا از تو و من سوختمی

تیره شد روز من اسرار چو شام دیجور

گرچه صد مشعله هر دم ز دل افروختمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی
  2. شمارهٔ ۱۷۲خوبان همه چو صورت تو دلنشین چو جانی
  3. شمارهٔ ۱۷۳عشق است حیات جاودانی
  4. شمارهٔ ۱۷۴ز اِشتیاق تو مُردم نه پیکی و نه پیامی
  5. شمارهٔ ۱۷۵اَلا مَن مُبَلِغٌ سَلُمی سَلامی
  6. شمارهٔ ۱۷۶از غصّه دلم خون است در گوشهٔ تنهائی
  7. شمارهٔ ۱۷۷اَلا یا نَفسُ غُزتُک اَلاَمانی
  8. شمارهٔ ۱۷۸مپند ار او نهان و تو عیانی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.