پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

ای نرگست سحر آفرین لعلت شکرخا آمده

مو عنبرین رو یاسمین زلفت سمن سا آمده

بسته بخونریزی کمر در خانه ای زین جلوه گر

یا معشر الناس الحذر ترکی بیغما آمده

کاکل بدوش آویخته زلف مسلسل ریخته

در شهر شور آمیخته کآشوب دلها آمده

ای آفتاب خاوری رشک بتان آذری

دیگر چو تو از مادری کمتر بدنیا آمده

مه پیش رویش منفعل سرو از قد او پابگل

برهمزن صد ملک دل زان چشم شهلا آمده

اسرار بی برگ نوا تا بیند آن نور خدا

موسی صفت مست لقا دیدار جویا آمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زده
  2. شمارهٔ ۱۶۰دل مستمند و حیران بهوای آب و دانه
  3. شمارهٔ ۱۶۱خوشا جانی که جانانش تو باشی
  4. شمارهٔ ۱۶۲نه بگویمت که مهری نه بخوانمت که ماهی
  5. شمارهٔ ۱۶۳هذ اغزال هلال السمآء مضناکی
  6. شمارهٔ ۱۶۴صبا برگو بآن شیرین که گاهی
  7. شمارهٔ ۱۶۵دلا دیریست دور از دلستانی
  8. شمارهٔ ۱۶۶پا مانده در گل در سرزمینی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.