پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

چو ماه چارده دارم نگاری چارده‌ساله

دمیده بر عذارش خط چو بر گرد قمر هاله

عرق بنشسته بر روی تو یا بر برگ گل شبنم

حباب است این به روی جام می یا بر سمن ژاله

به کلگشت چمن بخرام و در طرف گلستان بین

به گل از قامتت سرو و خجل از عارضت لاله

ترا ساغر به لب در بزم غیر و گوش بر مطرب

مرا از خون دل باشد شراب و مطرب از ناله

کنار جویبارِ دیده‌ام بنشین تفرج کن

و ماء القلب من عینی علی الخدین سیاله

از آن یکتا هویدا گشت بی‌حد عکس‌ها آری

به دید آید ز نقطه دایره چون گشت جواله

شکرها ریخت در وصف رخت اسرار از خامه

که جا دارد برند قند از خراسان سوی بنگاله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸گیرم نقاب برفکنی از رخ چو ماه
  2. شمارهٔ ۱۵۹از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زده
  3. شمارهٔ ۱۶۰دل مستمند و حیران بهوای آب و دانه
  4. شمارهٔ ۱۶۱خوشا جانی که جانانش تو باشی
  5. شمارهٔ ۱۶۲نه بگویمت که مهری نه بخوانمت که ماهی
  6. شمارهٔ ۱۶۳هذ اغزال هلال السمآء مضناکی
  7. شمارهٔ ۱۶۴صبا برگو بآن شیرین که گاهی
  8. شمارهٔ ۱۶۵دلا دیریست دور از دلستانی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.