پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

فلک گشته سرگشتهٔ کوی او

بود روی عالم همه سوی او

همی می رسد بر مشام دلم

ز گل خاصه از اهل دل بوی او

مه و مهر بین بر کمیت فلک

شب و روز اندر تکاپوی او

نه آغاز پیدا نه انجام و هست

تمامی یکی پرتو روی او

شمیم جنان چیست با نگهتش

کجا طوبی و قد دلجوی او

تو و کوثر و سبحهای پارسا

من و جام و زنّار گیسوی او

بدین ضعف کردیم آهنگ عشق

دل و خسته و زور بازوی او

رخم زرد و مویم سفید اشک سرخ

سیه روز و سودائی از موی او

ز اسرار گر سر برد نیست باک

دو گیسوش چوگان سرم گوی او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو
  2. شمارهٔ ۱۵۳راه عشق است و بهرگام دوصد جان بگرو
  3. شمارهٔ ۱۵۴ای مهر همچو مه ز رخت کرده کسب ضو
  4. شمارهٔ ۱۵۵قد کاد شمسی تخفی شعاعه
  5. شمارهٔ ۱۵۶چو ماه چارده دارم نگاری چارده‌ساله
  6. شمارهٔ ۱۵۷ای نرگست سحر آفرین لعلت شکرخا آمده
  7. شمارهٔ ۱۵۸گیرم نقاب برفکنی از رخ چو ماه
  8. شمارهٔ ۱۵۹از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زده
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.