پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

شدم صدره به زیر سنگ طفلان در جنون پنهان

ولیکن باز پیدا کرده ما را محنت دوران

ببین چشم تر ما را مگو از نوح و طوفانش

که او یک بار طوفان دید و ما هر لحظه صد طوفان

نبخشد دیده‌ام را نور غیر از خاک آن درگه

نسازد سوز دل خاموش الا آب آن پیکان

دل رنجور از خود می‌رود هر لحظه چون طفل

تسلّی می‌دهندش از قدوم وی پرستاران

به جز آن پادشاه کشور دل در جهان اسرار

کدامین پادشه دیدی که ملک خود کند ویران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷ای رخت برگ گل سور و لبان نیز چنان
  2. شمارهٔ ۱۴۸از بهترین سلالهٔ آدم توئی بهین
  3. شمارهٔ ۱۴۹فتنه چسان بپا شود خیز بیا که همچنین
  4. شمارهٔ ۱۵۰فلک گشته سرگشتهٔ کوی او
  5. شمارهٔ ۱۵۱حرف اغیار دغا در حق یاران مشنو
  6. شمارهٔ ۱۵۲از باده مغز تر کن و آن یار نغز جو
  7. شمارهٔ ۱۵۳راه عشق است و بهرگام دوصد جان بگرو
  8. شمارهٔ ۱۵۴ای مهر همچو مه ز رخت کرده کسب ضو
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.