پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

آنکه شیران را کشیدی در شطن

وآن که پیلان را نشاندی در عطن

وآن که جا کردی به فرق فرقدین

بلکه بالاتر ز فرقد یا پرن

نی همین اقلیم ظاهر را شه است

هست میر ما ظهر مع ما بطن

نی همین مهر جهان را صورت است

ملک معنی را بود پرتوفکن

خاتم الملک سمی الخاتم

قلبه مرآت ذات ذی المنن

الذی خیر القرون قرنه

قرن ذی القرنین و الویس قرن

شاهدان کآورده تاریخ جلوس

عهدهٔ خیر قرون کلک من

چون نهد در رزمگه پا خصم را

در بنای هستی افتد بومهن

در خراسان یک شرر قهرش کنند

مرغزاران هری شد مرغزن

چارمین شاه است از قاجار کو

علت غائی بود زان چار تن

شد چهل سال و نگفت اسرار مدح

لیک حسن شه بود پیمان‌شکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴راه خواهی رخت بر دریا فکن
  2. شمارهٔ ۱۴۵شدم صدره به زیر سنگ طفلان در جنون پنهان
  3. شمارهٔ ۱۴۶کلاه دلربائی بر سرش بین
  4. شمارهٔ ۱۴۷ای رخت برگ گل سور و لبان نیز چنان
  5. شمارهٔ ۱۴۸از بهترین سلالهٔ آدم توئی بهین
  6. شمارهٔ ۱۴۹فتنه چسان بپا شود خیز بیا که همچنین
  7. شمارهٔ ۱۵۰فلک گشته سرگشتهٔ کوی او
  8. شمارهٔ ۱۵۱حرف اغیار دغا در حق یاران مشنو
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.