پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

چولاله بی گل روی تو داغم

بود زهر از فراقت در ایاغم

چه در کعبه چه دردیر و خرابات

ترا جویا ترا اندر سراغم

درون تیره ام را ده فروغی

کز این ظلمت سرابخشد فراغم

شبم تار وره مقصود نایاب

چه باشد گر بر افروزی چراغم

نه از گل بشکفد خاطر نه از باغ

نه از مل واشود دل نه زراغم

هوای یار باشد در سراسرار

غرور عشق پیچد در دماغم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم
  2. شمارهٔ ۱۳۹صبحگاهان بسوی خانهٔ خمّار شدم
  3. شمارهٔ ۱۴۰زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
  4. شمارهٔ ۱۴۱از روز ازل می خور و رندانه سرشتیم
  5. شمارهٔ ۱۴۲آنکه شیران را کشیدی در شطن
  6. شمارهٔ ۱۴۳بر افتی ای فراق از روزگاران
  7. شمارهٔ ۱۴۴راه خواهی رخت بر دریا فکن
  8. شمارهٔ ۱۴۵شدم صدره به زیر سنگ طفلان در جنون پنهان
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.