پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم

برو ارزانی او باد این لطف زبانی هم

مرایکجرعه می از دستت ای ساقی بسی خوشتر

ز شهد شکر مصری ز آب زندگانی هم

چونقش صورت زیبندهات ای رشک مهرویان

نبسته خامه نقاش چین و کلک مانی هم

رخت را جام جم گفتند و هم آیینهٔ حق بین

خطت تعویذ جان خواندند خط سبع المثالی هم

مرا از آتش هجران خود در اینجهان سوزی

اگردلبر توئی فردا بسوزی آن جهانی هم

گدائی درت ما را بسی بهتر بود یا را

ز سلطانی عالم و زبهشت جاودانی هم

همه آیینه اعیان ز پیدائی تو پنهان

چو حسنت هست بی پایان توئی عین نهانی هم

چه میپرسید از اسرار نماندش دفتر و دستار

نظر باز است و می نوشد شراب ارغوانی هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم
  2. شمارهٔ ۱۳۳تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم
  3. شمارهٔ ۱۳۴گرم صدبار می‌رانی مدامت مدح‌گو باشم
  4. شمارهٔ ۱۳۵فغان که سخت به افسوس می رود ایام
  5. شمارهٔ ۱۳۶چولاله بی گل روی تو داغم
  6. شمارهٔ ۱۳۷اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
  7. شمارهٔ ۱۳۸ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم
  8. شمارهٔ ۱۳۹صبحگاهان بسوی خانهٔ خمّار شدم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.