پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم

آمد بهار و فکر شراب کهن کنم

حاشا که با جمال جهانگیر عارضت

نظاره جانب گل و برگ سمن کنم

در دوزخ از خیال توام دست میدهد

دوزخ بیاد روی تو گلشن شکن کنم

بهر نثار مقدم تو هر دم از سرشک

دامان خویش پر ز عقیق یمن کنم

تا دیده ام من اهرمن خال عارضت

بر آن سرم که سجده بر اهرمن کنم

ز اسرار خویش آگهی اسرار را دهم

چون با خود آیم و سفر از خویشتن کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴گرم صدبار می‌رانی مدامت مدح‌گو باشم
  2. شمارهٔ ۱۳۵فغان که سخت به افسوس می رود ایام
  3. شمارهٔ ۱۳۶چولاله بی گل روی تو داغم
  4. شمارهٔ ۱۳۷اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
  5. شمارهٔ ۱۳۸ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم
  6. شمارهٔ ۱۳۹صبحگاهان بسوی خانهٔ خمّار شدم
  7. شمارهٔ ۱۴۰زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
  8. شمارهٔ ۱۴۱از روز ازل می خور و رندانه سرشتیم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.