پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

علی صدغ لیلی تهب النسیم

از این غصه دل اوفتاده دو نیم

هر آنکس که چشم ترا دید و گفت

الا ان هذا لسحر عظیم

رقیبش بما بر سر خشم بود

قنا ربنا ذالعذاب الالیم

بهاران شد و میدمد گل ز شاخ

فدعنی و کاساً رحیقاً ندیم

چو مردم بخاکم فشانید می

لیحیی المرام العظام الرمیم

فتاده است اسرار شورم بسر

بذکری لسملی و عهد قدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم
  2. شمارهٔ ۱۳۴گرم صدبار می‌رانی مدامت مدح‌گو باشم
  3. شمارهٔ ۱۳۵فغان که سخت به افسوس می رود ایام
  4. شمارهٔ ۱۳۶چولاله بی گل روی تو داغم
  5. شمارهٔ ۱۳۷اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
  6. شمارهٔ ۱۳۸ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم
  7. شمارهٔ ۱۳۹صبحگاهان بسوی خانهٔ خمّار شدم
  8. شمارهٔ ۱۴۰زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.