پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

چه شوری بود یاران بر سر دل

ز غم گوئی سرشته پیکر دل

نریزد ساقی بزم محبت

بجز خوناب غم در ساغر دل

بجز سوزش نسازد هیچ باطبع

گلستان خلیل است آذر دل

بر آتش پارهها برمیفشاند

مگر بال سمندر شد پر دل

نشد افسرده ز آب هفت دریا

چه آتش بود اندر مجمر دل

حمل جز برج ناری نیست گوئی

اثر هم جز وبال از اختر دل

بسوز نار دوزخ خندد اسرار

جهدگر یک شرار از اخگر دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷ای قامت تو سرو لب جویبار دل
  2. شمارهٔ ۱۲۸هست در سینه سل بدیده سبل
  3. شمارهٔ ۱۲۹دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم
  4. شمارهٔ ۱۳۰ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم
  5. شمارهٔ ۱۳۱علی صدغ لیلی تهب النسیم
  6. شمارهٔ ۱۳۲شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم
  7. شمارهٔ ۱۳۳تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم
  8. شمارهٔ ۱۳۴گرم صدبار می‌رانی مدامت مدح‌گو باشم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.