پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

زدی مشاطهات شانه به سنبل

که میآرد صبا بوی قرنفل

ببین از ناب می بر عارضش خوی

چو شبنم صبحدم بنشسته بر گل

چه سازم با دلی کورا نباشد

نه تاب التفات و نی تغافل

زدندی خوشه چینان تو آتش

مرا در خرمن صبر و تحمل

چو گلشن را کند تاراج کلچین

چه باشد حالت بیچاره بلبل

حکیما ای محال اندیش بنگر

بدور عارضش ز اشگم تسلسل

به پاداش دعایم ناسزا گفت

تذللنا له زاد التذلل

چو میدانی دعای درد اسرار

چرا در چاره اش داری تعلّل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶فلک دوران زند بر محور دل
  2. شمارهٔ ۱۲۷ای قامت تو سرو لب جویبار دل
  3. شمارهٔ ۱۲۸هست در سینه سل بدیده سبل
  4. شمارهٔ ۱۲۹دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم
  5. شمارهٔ ۱۳۰ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم
  6. شمارهٔ ۱۳۱علی صدغ لیلی تهب النسیم
  7. شمارهٔ ۱۳۲شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم
  8. شمارهٔ ۱۳۳تحمل از غم تو یا ز روزگار کنم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.