پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

ای که ریزی بدل ریشم از آن حقه نمک

حقه بازی ز دهان تو بیاموخت فلک

جلوه گر چون بخرامی تو بود ذکر ملک

بهر پاس تو زهر چشم یداللّه معک

یک طرف ریخته از بی گنهان خون و ز مکر

یکسو آویختهٔ از طره چو زهاد حنک

من دریغ آیدم آلوده شود دامن تو

زاهدا از در میخانه برو دور ترک

گر تو با سرو قدان رخش ملاحت تازی

چرخ بهر تو زند کوس که السبعة لک

دل ز من برده شه کشور حسنی که برش

نام خوبان همه از دفتر خوبی شده حک

شعله خوئی بمن خاک نشین آبی داد

که بدیدم می و ساقی و صراحی همه یک

خال بر صفحهٔ رخسار تو مانندس سماک

دل اسرار طپدزان چوشب است و توسمک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵چه شوری بود یاران بر سر دل
  2. شمارهٔ ۱۲۶فلک دوران زند بر محور دل
  3. شمارهٔ ۱۲۷ای قامت تو سرو لب جویبار دل
  4. شمارهٔ ۱۲۸هست در سینه سل بدیده سبل
  5. شمارهٔ ۱۲۹دهید شیشهٔ صهبای سالخورده بدستم
  6. شمارهٔ ۱۳۰ترا چون مهر با غیر است و اسرار نهانی هم
  7. شمارهٔ ۱۳۱علی صدغ لیلی تهب النسیم
  8. شمارهٔ ۱۳۲شد وقت آنکه باز هوای چمن کنم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.