پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

شمع رویش چو برافروخت ببزم ابداع

همچو انجام در آغاز یکی داشت شعاع

تافت بر طلعت ساقی پس از آن برباده

آمدی مجلسیان را بنظر این اوضاع

جلوه یکتا و مجالی بودش گوناگون

هست در عین تفرد به هزاران انواع

نبود بیش ز یک پرده نوای عشاق

بر مخالف ره این راست نیاید بسماع

نور و نار و گل و خار از ره هستی است یکی

بشنو این کان سخنان دگر آرند صداع

فتنهها آمده از سر میانت بمیان

از میان پرده برانداز و برانداز نزاع

این جهان چیست که کس زهدبورزداروی

بس کساد است ببازار تو اینگونه متاع

ای که جوئی در دلدار بیا بر در دل

وی که پوئی ره اسرار بکن خویش وداع

ای که جوئی در دلدار بیا بر در دل

وی که پوئی ره اسرار بکن خویش وداع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷ساقی بیا که عمر گران‌مایه شد تلف
  2. شمارهٔ ۱۱۸ای بکوی عافیت برداشته آهنگ عشق
  3. شمارهٔ ۱۱۹نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق
  4. شمارهٔ ۱۲۰دل هیکل توحید است دل مظهر ذات حق
  5. شمارهٔ ۱۲۱هان وامگیر رخش طلب یکزمان ز تک
  6. شمارهٔ ۱۲۲به تیغم گرنمائی سینه صد چاک
  7. شمارهٔ ۱۲۳ای که ریزی بدل ریشم از آن حقه نمک
  8. شمارهٔ ۱۲۴زدی مشاطهات شانه به سنبل
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.