پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

گل می دمد ز شاخ و وزد باد نوبهار

ساقی تفقدی کن و جامی ز می بیار

در کشتزار حسن رخش سبزه میدمد

رخش نظر بر آن بتفرج بسبزه زار

یک صفحه از صحیفهٔ حسنت بود بهشت

در باب شرح وصل تو فصلی است نوبهار

دریای خون بسینهٔ ما موج میزند

منعم مکن ز گریه که نبود باختیار

محرم نبود مردم چشمم به روز وصل

شد دیده دجله ها که رود غیر برکنار

از سرّ آن دهان همه اسرار شد و جود

زان سبزه زار خط بشد این خطه سبزوار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲ای شعله رخ آتش بدلم در زدهٔ باز
  2. شمارهٔ ۱۰۳غم از حد برونی دارم امروز
  3. شمارهٔ ۱۰۴در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
  4. شمارهٔ ۱۰۵غم عشقی ز نشاط دو سرا ما را بس
  5. شمارهٔ ۱۰۶بدیدم آنچه در هجر جمالش
  6. شمارهٔ ۱۰۷مدتی شد دل گمگشته نیامد خبرش
  7. شمارهٔ ۱۰۸دوش به گوشم رساند نکتهٔ غیبی سروش
  8. شمارهٔ ۱۰۹مه آیینه داری است از طلعتش
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.