پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

جسته‌ام شیرین‌سخن یاری فصیح

شور شهری خسروی شوخی ملیح

پیش آن بالابلند شمشاد پست

نزد آن وجه حسن خوبان قبیح

لعل میگونش به گفتار بلیغ

زنده سازد مرده را همچون مسیح

حسن صدغ موثق قلبی الضعیف

فیه ما یروی من العلیا صحیح

تا به کی در پرده باشم نغمه‌سنج

عشق خوبان دین من باشد صریح

من بظلمی یافتی اقبالکم

مِمَّ قی شرع الهوی قتلی تبسیح

یک نظر کن ای که مغروری به حسن

فی شواطی خطوکم قلبی الطریح

می به جامم گر نباشد گو مباش

راح روحی روح ذوالوجه الصبیح

نه همین اسرار قربانی او است

هست در هر گوشه او را صد ذبیح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰تا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد
  2. شمارهٔ ۷۱ترا دوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود
  3. شمارهٔ ۷۲تا بکی یار بکام دگران خواهد بود
  4. شمارهٔ ۷۳مستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند
  5. شمارهٔ ۷۴دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت
  6. شمارهٔ ۷۵تشنهٔ نوش لبت چشمهٔ حیوان چکند
  7. شمارهٔ ۷۶آنشوخ که با ما بسر کینه وری بود
  8. شمارهٔ ۷۷گر راندیم ز بزم و شدی همنشین غیر
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.