پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

ترا دوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود

مرا از رشک بر لب جان و می خونابهٔ دل بود

ز کنج بیضه تا رفتم پرم در دام افتادم

به عمرم گر پر افشاندم همان در وقت بسمل بود

بگشتم صفحهٔ روی زمین هر خطه پیمودم

به غیر از نقش زیبای تو یکسر نقش باطل بود

همانا از تو نوری تافت بر آدم که شد مسجود

وگرنه کی چنین تعظیم بهر قبضهٔ گل بود

من ار خارم ولی چون تو گلی دارم که گل دارم

من ار قلبم ولی اسرار قلب اکسیر کامل بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳مستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند
  2. شمارهٔ ۷۴دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت
  3. شمارهٔ ۷۵تشنهٔ نوش لبت چشمهٔ حیوان چکند
  4. شمارهٔ ۷۶آنشوخ که با ما بسر کینه وری بود
  5. شمارهٔ ۷۷گر راندیم ز بزم و شدی همنشین غیر
  6. شمارهٔ ۷۸به محفلی که تو ای چون منی که راه دهد
  7. شمارهٔ ۷۹زمین خوردازمیش دُردی چوچشمش پرخماری شد
  8. شمارهٔ ۸۰که اندر این کاروان یارب چه کس می‌رفت و می‌آمد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.