پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

به این لطافت و رو تازه ارغوان نشود

باعتدال قدت سرو در جنان نشود

فرو تنی بهمه تن شده است پیشهٔ من

که سجدهات چو کنم غیر بدگمان نشود

فشانم اشک چو باران ز دیده ای یاران

خبر کنید که تا کاروان روان نشود

بآن رسید که آهی کشم ز سینه خویش

که با رقیب خود آن ایار مهربان نشود

دمی نبود که خون در دل شکسته من

ز دست یار و ز کردار دشمنان نشود

مگر که میکده را باز فتح باب کنند

وگرنه کار گشائی ز آسمان نشود

بآه گرم خود آهن چو موم کرد اسرار

باو چسان دل سنگ تو مهربان نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴جهان گیرئی کز سیاهی برآید
  2. شمارهٔ ۸۵پارسایان ریائی ز هوا بنشینند
  3. شمارهٔ ۸۶بمن گر یک نظر آن ماه زیبا منظر اندازد
  4. شمارهٔ ۸۷خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند
  5. شمارهٔ ۸۸ما ز میخانه عشقیم گدایانی چند
  6. شمارهٔ ۸۹یار با ما بیوفائی میکند
  7. شمارهٔ ۹۰گل رنگ نگار ما ندارد
  8. شمارهٔ ۹۱گر آسمان دو سه روزی بمدعا گردد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.