پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

گل رنگ نگار ما ندارد

بوی خوش یار ما ندارد

زیباست چمن ولی صفائی

بی لاله عذار ما ندارد

در در صدف نگوئی این بحر

چون دُر کنار ما ندارد

نغز است ربیع و لیک آنی

چون تازه بهار ما ندارد

گل سر بکمند او نهاده

او میل شکار ما ندارد

عمری است که از برش پیامی

پیکی بدیار ما ندارد

اسرار ز دست شد دل و یار

فکر دل زار ما ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲در دل از شمع رخش انجمنی ساخته‌اند
  2. شمارهٔ ۹۳هر آنگو دیده بگشاید براو چشم از جهان بندد
  3. شمارهٔ ۹۴دل نبود آن دلی که نه دله باشد
  4. شمارهٔ ۹۵بر دلم قهر و رضای تو لذیذ
  5. شمارهٔ ۹۶سر که ندارد ز تو سودا بگور
  6. شمارهٔ ۹۷جاءَ الصَّبا بِعِطر رَیاحین و الزَّهَر
  7. شمارهٔ ۹۸روردهٔ میناکشی چشم سیه مستش نگر
  8. شمارهٔ ۹۹رخ است این یا قمر یا آتش طور
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.