پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

ای نقش چکل چو گل محدث

لم تحلف ان تفی و تحنث

از هجر رخ تو تلخ‌کامم

عن منطق المنی تحدث

تنیت لی الشباب عمری

لوفزت بشعرک المثلث

ای آنکه قیامتی ز قامت

من هجرک کم اموت ابعث

عاید به تو است هر ضمیری

ان ذکر لهجنا وانث

هرچند مقصریم رحم آر

حتی تم علی الفراق امکث

هنگام تفرج است برخیز

الریح مع الغصون یعبث

پیمان‌شکن است یار اسرار

بالوصل معاهد و نیکث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸جسته‌ام شیرین‌سخن یاری فصیح
  2. شمارهٔ ۶۹دل و دین می کنی یغما بدین رخ
  3. شمارهٔ ۷۰تا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد
  4. شمارهٔ ۷۱ترا دوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود
  5. شمارهٔ ۷۲تا بکی یار بکام دگران خواهد بود
  6. شمارهٔ ۷۳مستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند
  7. شمارهٔ ۷۴دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت
  8. شمارهٔ ۷۵تشنهٔ نوش لبت چشمهٔ حیوان چکند
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.