پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

چون دست قضا رشته اعمار برشت

بگسیختنش خامهٔ تقدیر نوشت

از حکم ازل نه رسته برنا و نه پیر

وز دام اجل نه جسته زیبا و نه زشت

افشاند در این مزرعه هر کس تخمی

ناچار بباید دِرَوَد حاصِل کشت

امروز به پای خُمِ می، سرمستی

فرداست که بر تارک خم، باشی خشت

یکچند اگر گسیخت پیوند ازل

در عاقبت، انجام به آغاز سرشت

بردار دل ار چه مُلک دارا داری

کاین دار فنا بباید از دست بهشت

برگشت به او هر چه از او گشت پدید

گر اهل کلیسیاست و گر اهل کنشت

با دوستیِ پنج تن از کاخ سپنج

اسرارِ همین پنج، به از هشت بهشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴جام جم مظهر اعظم دل درویشان است
  2. شمارهٔ ۶۵ساقی قدحی در ده تقریب و تعلل چیست
  3. شمارهٔ ۶۶ای نقش چکل چو گل محدث
  4. شمارهٔ ۶۷دل را به تمنّا ز تو دیدار و دگر هیچ
  5. شمارهٔ ۶۸جسته‌ام شیرین‌سخن یاری فصیح
  6. شمارهٔ ۶۹دل و دین می کنی یغما بدین رخ
  7. شمارهٔ ۷۰تا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد
  8. شمارهٔ ۷۱ترا دوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.