فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۱ دامن فرصت دل بیتاب نتواند گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۲ صبر دامان دل بیتاب نتواند گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۳ جای جام باده را تریاک نتواند گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ آه سرم در تو ای آتش عنان خواهد گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ مردم هموار را از خاک برباید گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ حیف خود با آه گرم از آسمان باید گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۷ زان دهن انگشتر زنهار می باید گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۸ وقت خط کام از لب چون نوش می باید گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۸۹ در خرابات مغان منزل نمیباید گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۰ خط گل روی عرقناک ترا در بر گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۱ وقت رندی خوش که کام از موسم گل برگرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ گر چنین شمشیر آن بیباک خواهد بر گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۳ کام خود را کلک مشکین از سخن آخر گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۴ تا غبار خط به گرد عارضش منزل گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ خط کافر لعل سیراب ترا کم کم گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۶ عمر اگر باقی است بوسی زان دهن خواهم گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۷ از وصال ماه مصر آخر زلیخا جان گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۸ خانه دل روشنی از دیده روشن گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۹ تا عرق از چهره جانان تراویدن گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ جوهر شمشیر غیرت پیچ وتاب از من گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۱ در گرفتاری بود جمعیت خاطر محال
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۳ پیش ازین جانان حساب دیگر از من می گرفت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۴ سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۶ مشو از می گران، ترسم سبکدستان ربایندت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ غم از دل می زداید چون صباح عید رخسارت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۸ غزالان را ز وحشت باز دارد دیدن چشمت
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۹ بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۰ دست بر هر چه فشاندم به رگ جان آویخت
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ چهره صاف تو آیینه اندیشه نماست
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۲ ریخت دندان و هوای می و پیمانه بجاست
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ تلخ شد عشرتم آن لعل شکربار کجاست؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۴ هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۵ فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاست
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۶ نه خط از چهره آن آینه سیما برخاست
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ قد موزون تو روزی که به جولان برخاست
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۸ خط سبزی که ز پشت لب جانان برخاست
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۹ از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۰ خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۱ از لب خشک صدف ریزش نیسان پیداست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ خط نارسته ازان چهره گلگون پیداست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۳ شور در دل فکند لعل خموشی که تراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۴ در کمین این فلک سخت کمانی که تراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۵ بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۶ اشک لعلی است روان بر رخ چون زر که مراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۷ پرده شب بود ایام شبابی که مراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ از زمین اوج گرفته است غباری که مراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۹ کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۰ در لحد گل نکند شعله داغی که مراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۱ قانع از صاف به دردست دماغی که مراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۲ دانه اشک بود توشه راهی که مراست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ دل بی صبر به طوفان بلا رهبر ماست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۴ عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۵ لاله روشنگر چشم و دل سودایی ماست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۶ آن که از بال هما افسر دولت می خواست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۷ غمگسار دل سودازده من شبهاست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۸ زان دم تیغ که از آب بقا سیراب است
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۰ عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است
متن اشعار به نقل از گنجور.