پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲۰

خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست

رشته از صافی این دانه گوهر پیداست

گرچه ز آیینه روشن ننماید جوهر

خط نارسته ازان چهره انور پیداست

مهر و کین می شود از صفحه سیما ظاهر

صافی و تیرگی آب ز گوهر پیداست

آه گرمی که گره در دل پر خون من است

همچو داغ از جگر لاله احمر پیداست

می کند گل ز جبین، تیرگی و صافی دل

در کدو هر چه نهفته است، ز ساغر پیداست

چشم بد دور ازان سلسله زلف دراز!

که ز هر حلقه او عالم دیگر پیداست

ندهد حسن گلوسوز امان عاشق را

خامی آتش سوزان ز سمندر پیداست

جنت نسیه بود نقد، دل روشن را

عکس فردوس ازین چشمه کوثر پیداست

نشد از کوه غم و درد، دل من ساکن

شور دریا ز گرانسنگی لنگر پیداست

لب اظهار گشودن، ثمر خامیهاست

سوز عشق از لب خشک و مژه تر پیداست

صاف کن سینه اگر ذوق تماشا داری

که ازین آینه، آفاق سراسر پیداست

پرده معنی روشن نشود صائب لفظ

عالم آشوبی ازان زلف معنبر پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۲۲خط نارسته ازان چهره گلگون پیداست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۲۳شور در دل فکند لعل خموشی که تراست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲۴در کمین این فلک سخت کمانی که تراست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۲۵بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۲۶اشک لعلی است روان بر رخ چون زر که مراست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۲۷پرده شب بود ایام شبابی که مراست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۲۸از زمین اوج گرفته است غباری که مراست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲۹کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.