پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲۹

کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست

پر طاوس بود پای چراغی که مراست

نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب

تر نگردد ز می ناب دماغی که مراست

خانه خلق اگر از روزنه روشن گردد

دل سیه می شود از روزن داغی که مراست

نیست محتاج به شمع دگران خانه من

هم ز سرگرمی خویش است چراغی که مراست

نیست چون لاله مرا چشم به دست دگران

می برون آورد از خویش ایاغی که مراست

قسمت خال ز کنج دهن خوبان نیست

صائب از روی زمین کنج فراغی که مراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۳۱قانع از صاف به دردست دماغی که مراست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۳۲دانه اشک بود توشه راهی که مراست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳۳دل بی صبر به طوفان بلا رهبر ماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳۴عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۳۵لاله روشنگر چشم و دل سودایی ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۳۶آن که از بال هما افسر دولت می خواست
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۳۷غمگسار دل سودازده من شبهاست
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۳۸زان دم تیغ که از آب بقا سیراب است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.