پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۳۴

عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست

خلوت سینه پر آه، پریخانه ماست

کشتی چرخ اگر باد مرادی دارد

ناله بیخودی و نعره مستانه ماست

هر چه جز جذبه عشق است درین دامن دشت

گر همه خضر بود، سبزه بیگانه ماست

در دل سوخته ما به حقارت منگر

که سویدای دل خاک، سیه خانه ماست

سیل وحشت کند از کلبه ما بی برگان

جای رحم است به جغدی که به ویرانه ماست

روز محشر چه کند با دل پر شکوه ما؟

که شب زلف تو کوتاه به افسانه ماست

نقش بال و پر ما، دام ره ما شده است

هر کجا ریخت پروبال، پریخانه ماست

حسن در هیچ زمان این همه شاداب نبود

گریه شادی این شمع ز پروانه ماست

کار چون در گره افتد ز خدا یاد کنیم

عقده مشکل ما سبحه صد دانه ماست

گرچه از سوختگانیم به ظاهر صائب

مزرع سبز فلک در گره دانه ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۳۶آن که از بال هما افسر دولت می خواست
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۳۷غمگسار دل سودازده من شبهاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۳۸زان دم تیغ که از آب بقا سیراب است
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳۹صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴۰عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۴۱پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۴۲میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۴۳شب هجران دلم از ناله حسرت شادست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.